کارِ گروهی ؛ چالش ها ، نیازها و نتایج
تا حال به این فکر کرده اید که چرا انجامِ برخی کارها و اعمالی که نیاز به کارِ گروهیِ مشترک دارند ، در جامعه ی ما دچار ضعف و حتی ناکامی است ؟ در این مطلب ، در حدِ بضاعت به این موضوعِ بسیار مهم خواهم پرداخت و صد البته نظرهایتان مطمئنا مفید خواهد بود .
مستقیم سرِ اصلِ مطلب می روم ! ابتدا باید درباره ی تفکرِ همگرا و واگرا گفت ؛ امروزه بیشترین تأکیدِ روانشناسان برایِ داشتنِ افرادی خلاق و انعطاف پذیر ، ترویجِ « تفکرِ واگرا » ست ؛ تفکرِ همگرا به معنای ارائه ی راه حل هایِ قدیمی در برابر یک مسأله است ، اما تفکرِ واگرا که سنت شکن است به معنای ارائه ی راه حل هایِ جدید در حل مسأله است . در تفکرِ واگرا ، خلاقیت و انعطاف ، بیشتر مطرح است . با طرحِ این دو نوع تفکر در روانشناسی ، و با شناختِ این تفکرها از جانبِ متولّیان و برنامه ریزان ، می توان مدیریتِ بهتری بر گروه ها داشت . شیوه هایِ تقویتِ تفکرِ واگرا امروزه در نظامِ آموزش و پرورش کشورهایِ در حالِ توسعه و من الجمله ایران ، بسیار مورد تأکید قرار گرفته است .
از دیگر دلایلِ ضعف می توان به عدمِ تحملِ انتقاد و خودانتقادگری در نزدِ جامعه اشاره کرد ؛ بطورِ مثال اگر نگاهی به برنامه هایِ زنده ی تلوزیونی از هر جنس اش بیندازید ، مشاهده می کنید که حتی برخی بزرگسالانی که می بایست الگویِ کوچکترها باشند ، بدونِ تحملِ انتقاد ، صرفا می خواهند بر حق بودن خود را به هر نحوی اثبات کنند . این عدمِ تحمل انتقاد و خودانتقادگری ، آگاهانه و ناخودآگاه ضرباتِ مهلکی بر پیکره ی تمامِ جامعه برایِ تحققِ کارهایِ گروهی می زند .
باز ، از دیگر عوامل ، به عدمِ تحملِ شکست می توان اشاره کرد که در نزدِ کلیّتِ جامعه ی ماست ؛ این عدمِ تحملِ شکست ، در پیِ خود آستانه ی صبر و تحملِ افراد را تنزّل داده و از عواقبِ گروهیِ آن می توان به این نکته اشاره کرد که : یک گروه در پیِ یک شکست ، بلادرنگ دنبالِ « یک » مقصر می گردد ؛ این در حالی است که یک شکست در یک گروه را نمی توان به تنهایی معلولِ یک عامل یا یک فرد دانست ( گاهی و حتی اکثرِ اوقات ، کلِ جامعه با سهم هایی مشترک در یک شکست یا پیروزی دخیل هستند ) . پس روحیه ی زمین خوردن و دوباره برخاستن می بایست ابتدا از درونِ خانواده ها در حال شکل گیری و تقویت باشد ( کودکان و نوجوانان ، مشاهده کنندگان و یادگیرندگان بسیار خوبی هستند ، پس باید مراقب بود ! ) .

ساختارهایِ غلطِ اجتماعی و سیاسی در گذشته ی تاریخیِ یک جامعه نیز در این میان نقشِ زیادی دارد ؛ جامعه ای که مشورت و شورا در آن چندین هزار سال در سکوت بوده باشد ، نمی تواند حاصلی جز سرکردگیِ فردیِ افراد در گروها را بر خود ببیند ( در واقع هر کسی سازِ خود را زده است ! ) و عدمِ اعتقاد ، اعتماد و وفاداری به سیستم و هدفِ جمعیِ گروه که نتیجه ی آن فرد گرایی و وفاداریِ فردی است ، یکی از محصولاتِ همین گذشته ی بی مشارکت و بی مشورت خواهد بود . و زدودنِ این غبارِ تاریخی زمان بَر است و یک شبه نمی تواند زدوده شود . به همه ی این ها ، اعتمادِ عمومی را نیز اضافه کنید که بسیار بسیار در این مقوله نقشِ حائزِ اهمیتی دارد .
تقویتِ شیوه هایِ صحیح تعاملِ جمعی در سیاست هایِ کلان و بیشتر از همه در رسانه هایِ جمعی ؛ تقویتِ اعتماد به نفس و عزتِ نفس در گروه ها برایِ آنچه می توانند و آنچه دارایِ آن هستند ؛ تقویت روحیه ی منفعت طلبیِ جمعی به جایِ منفعت جوییِ فردی ؛ و راهکارهایی که در میانِ مطالب ذکرِ آنها رفت می تواند نویدِ جامعه ای را بدهد که در آن ، « ما » بیشتر از « من » اهمیت دارد ؛ تصور کنید که در یک گروهِ ارکسترِ موسیقی افرادِ بدونِ در نظر گرفتنِ هدفِ کلیِ گروه که همانا یک موسیقیِ واحد و مستقل است ، « ما » را رها کرده و « من » ها را به کار بیندازند و هر کس سازِ خود را بنوازند ! ( یک نکته : بیشترین نمودِ بیرونیِ موفقیتِ کارِجمعی و گروهی در جامعه ، بیشتر در ورزش نمایان می شود ) . این را نیز از خاطر نبریم که رسیدن به اهداف و موفقیت ها در کارها با خرد و فعالیتِ جمعیِ مشترک ، امکانِ ظهورِ بسیار موفق تر و بیشتری خواهند داشت . و صد البته گروه ، نیازِ مبرمی به برنامه ریزی ، مدیریت و رهبریِ کارآمد دارد .

تقویتِ شیوه هایِ صحیح تعاملِ جمعی در سیاست هایِ کلان و بیشتر از همه در رسانه هایِ جمعی ؛ تقویتِ اعتماد به نفس و عزتِ نفس در گروه ها برایِ آنچه می توانند و آنچه دارایِ آن هستند ؛ تقویت روحیه ی منفعت طلبیِ جمعی به جایِ منفعت جوییِ فردی ؛ و راهکارهایی که در میانِ مطالب ذکرِ آنها رفت می تواند نویدِ جامعه ای را بدهد که در آن ، « ما » بیشتر از « من » اهمیت دارد ؛ تصور کنید که در یک گروهِ ارکسترِ موسیقی افرادِ بدونِ در نظر گرفتنِ هدفِ کلیِ گروه که همانا یک موسیقیِ واحد و مستقل است ، « ما » را رها کرده و « من » ها را به کار بیندازند و هر کس سازِ خود را بنوازند ! ( یک نکته : بیشترین نمودِ بیرونیِ موفقیتِ کارِجمعی و گروهی در جامعه ، بیشتر در ورزش نمایان می شود ) . این را نیز از خاطر نبریم که رسیدن به اهداف و موفقیت ها در کارها با خرد و فعالیتِ جمعیِ مشترک ، امکانِ ظهورِ بسیار موفق تر و بیشتری خواهند داشت . و صد البته گروه ، نیازِ مبرمی به برنامه ریزی ، مدیریت و رهبریِ کارآمد دارد .

با تمامِ اینها ، لازم به ذکر است که در چند سالِ اخیر و در بُرهه هایی در سال هایِ گذشته ، برخی متولّیان مانند وزارتِ آموزش و پروش ، علوم و تحقیقات و در این اواخر وزارت ورزش و جوانان ، تأکیدِ ویژه ای بر تقویتِ کار گروهی در بینِ نسل هایِ جوان و جدید داشته و دارند ؛ تا حدودی که می توان گفت در برخی موارد موفقیت هایی به دست آمده است که بسیار هم باارزش می باشند ، و همگی را باید به فالِ نیک گرفت و بر ادامه ی روندِ آن یک صدا بود و متّحد .
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ ساعت توسط سعید دوستلو
|


















این وبلاگ به لحاظ علمی ، فرهنگی ، هنری و همچنین ثبت نظرات روزانه در مورد مسایل روانشناسیِ علمی ، فرهنگی و هنری به هیچ جناح یا مکتب فکری وابسته نمی باشد . در گستره مطالب علمی بیشتر به مسایل علم روانشناسی پرداخته می شود . www.chagman.blogfa.com