درباره ی آلبومِ « سراسر مِه » ، آخرین اثر محمد معتمدی
آلبومِ سراسر مه به آهنگسازی « آرش کامور » چند روزی است که به بازار موسیقی عرضه شده است ( هر چند که در کاتولوگِ آلبوم ، سال انتشار 1391 درج شده است ) . این آلبوم دارای 9 تراک می باشد که تنها در دو قطعه نخستین صدای محمد معتمدی شنیده نمی شود . تکنوازی کمانچه آلبوم که در تراکِ 2 توسطِ آهنگسازِ آن اجرا می شود یکی از جالب ترین نوازندگی هایی است که تا با حال از سازِ کمانچه شنیده ام . این قطعه دلپذیر و زیبا اجرا می شود .
تراک ابتدایی « وداع » نام دارد که قطعه ای بی کلام است و از همان ابتدا مجذوب کننده به نظر می رسد و خبر از اجرایی خوب می دهد ؛ اما رفته رفته این جذابیت در تنظیم سازها و ترکیبِ موسیقیاییِ تراک های بعدی کمتر دیده می شود به استثنای صدایِ بسیار قدرتمند و دلپذیر « محمد معتمدی » که با اقتدار و بدون در جا زدن در تمامی یا لااقل در بیشتر تراک ها سیر صعودی دارد و مخاطب را جذب صدایِ توانمند خود می کند .

محمد معتمدی در موسیقی بسیار جوان است و از صداهایِ جدید در موسیقی است ، اما صدایش بسیار عالی ، جذاب ، قدرتمند و گیراست . صدایش به معنایِ دقیق جذاب و بی ریاست . این بی ریایی را می توان در دیگر آثارِ محمد معتمدی هم دید که با اینکه بیش از 5 آلبوم ندارد ، اما بی ادعاست و به نظر دوست ندارد ادایی در بیاورد .

در یکی از تراک هایِ آلبومِ سراسر مه ، معتمدی به سبک و شیوه ی قدمای موسیقی آوازی زیبا اجرا می کند که یا ادای دین است به استادان گذشته و یا تجربه ای متفاوت ؛ در هر حال آوازِ این تراک بسیار موفق به نظر می رسد و با تمامی وفاداری به اصل آوازِ خود و نوین بودن ، گویی آوازی را می شنوید که از برنامه ی گلها انتخاب شده است . هر چند که معتمدی در گذشته نیز نشان داده است که اقتباس هایی از آوازِ مرحوم تاج اصفهانی و مرحوم محمودی خوانساری دارد ( صدایِ محمودی خوانساری دنیایِ دیگری دارد ؛ محمود محمودی خوانساری متفاوت ترین خواننده است که تا به حال شناخته ام و برایِ زندگی هنری و شخصی او بسیار احترام قائلم ؛ صدا و تحریرهایش متفاوت است همچون زندگیِ بی ریا و بی حاشیه خود که می توانست یک شبه ره صد ساله را برود ، اما شرافتِ انسانی را به آن ترجیح داد . صدایِ محمودی خوانساری را اگر نشنیده اید حتما در شنیدنِ آن در تلاش باشید ! ) .
در آوازها ، سازهایِ همراه ، اجرایِ خوب و مناسبی دارند ؛ اما به نظر در قطعه های گروهی به غیر از تراک 1 و تراک 3 ، تنظیم موسیقی از نوگرایی ای که در کاتولوگِ اثر نیز به آن تأکید شده است ، کمتر می شود و تنظیم موسیقی گروهی شبیه بیشتر آثار مشابه می شود . انتخاب اشعارِ آلبوم خبر از یأس و ناامیدی انتخاب کنندگان شعر آن می دهد . در صفحه اول کاتالوگِ آلبوم ، آهنگسازِ آن جمله ای بدین شرح نوشته است : « درد غریبی است آنگاه که جاده را مِه گرفته و منزل را نمی یابی و آوایی در درونت ندا می دهد ، بیا تو اهل ماندن نیستی ، بیا . . . » . این جمله چندین نوع تفسیر می شود : ابتدا باید گفت این جمله بسیار زیباست اما خبر از اندوه و یأس می دهد و در ادامه به نظر می رسد اظهار کننده آن سر در گم است ، چون سر در گمی در تصویری که کشیده است به خوبی مشهود می شود .
تراک پایانی شعری دارد از مرحوم « احمد شاملو » و نام اثر نیز در این تراک است : سراسر مه ؛ در این تراک می توان دنیایِ درونی آهنگساز و انتخاب کنندگان شعر آن را مشاهده کرد . خصوصا اگر صدایِ قدرتمند معتمدی آنرا خوانده باشد . همه اشعارِ این اثر از شاعرانِ معاصری می باشد که به سبک قدیمی شعر می سرودند به غیر از شاملو و این ترکیب شعر به نظر کمی به اثر لطمه زده است . آلبومِ « سراسر مِه » در کل اثری شنیدنی است که بار دیگر معتمدی در آن نشان داده است که توانایی هایِ گفته و ناگفته ی زیادی دارد . و آهنگسازِ جوانِ آن نشان داده است که در حال تجربه کردن است ؛ تجربه ای از جنسِ زندگی و کسبِ حقیقت و درکِ موسیقی . او صاحب تفکر است حال این تفکر را به زمان وا میگذاریم تا خود را بیشتر نشان دهد .
آلبوم سراسر مه بسیار شریف است و ادعایی ندارد ؛ حتما آن را گوش کنید و نظرهایتان را با نویسنده این مطلب در میان بگذراید .






















این وبلاگ به لحاظ علمی ، فرهنگی ، هنری و همچنین ثبت نظرات روزانه در مورد مسایل روانشناسیِ علمی ، فرهنگی و هنری به هیچ جناح یا مکتب فکری وابسته نمی باشد . در گستره مطالب علمی بیشتر به مسایل علم روانشناسی پرداخته می شود . www.chagman.blogfa.com